اندوه بزرگان

ابوریحان بیرونی (زاده‌ی ۱۴ شهریور ۳۵۲، کاث، خوارزم – درگذشته‌ی ۲۲ آذر ۴۲۷، غزنین):

«چون در كار مردم اين روزگار مي‌نگرم كه همگان در همه جا سيماي ناداني به خود گرفته اند و با اصحاب فضل دشمني مي‌ورزند و هر كس را كه به زيور دانش آراسته است، مي‌آزارند و گونه گونه ستم و بيداد درباره او مي كنند،‌ نزديك است كه آنچه اصحاب صناعت احكام نجوم در دورها و تأثيرات كواكب در سده‌ها و هزاره‌هاي آن گفته اند و گردش همه كارهاي جهان را از روي آن دانسته اند،‌ باور دارم! با آن كه امت بر گمراهي يك سخن نمي‌شود، چنان است كه گويي همگان بر نيك شمردن ناپسندترين خوي‌ها و زيانمندترين آنها كه آزمندي نه به راه درست آن است،‌ گرد هم آمده اند. در ميان ايشان نمي‌بيني جز دستي كه دراز است و از پستي خودداري نمي‌ورزد و به آزرم و بزرگ منشي باز نمي‌گردد. در اين باره بر مركب همچشمي سوار ند و از هر فرصتي براي بيش‌تر نمودن اين آزمندي بهره مي‌گيرند و كار به جايي كشيده است كه يك باره دانش‌ها را ترك گفته اند و به خدمتگذاران دانش بيزاري مي‌نمايند. كساني از ايشان كه در اين راه زياده روي پيشه كرده اند،‌ دانش را به گمراهي نسبت مي دهند تا همانندان نادان خود را به آن دشمن سازند و به آن رنگ بدبيني مي‌زنند تا در كوفتن دارندگان دانش را بر خود بگشايند و بدين گونه با برافتادن ايشان، چگونگي احوال خودشان پوشيده بماند و آنان كه خوي درشت دارند و برخود لقب داشتن انصاف نهاده اند، ‌همچون كينه توزي به سخن‌هاي دانشي گوش فرامي‌دارند تا در پايان به نهاد بد خود بازگردند و فرزانگي تمامِ خود را با گفتن اين سخن كه «در آن چه سود است؟» آشكار سازند. اين بدان سبب است كه از برتري آدميان بر ديگر جانوران آگاهي ندارند و نمي‌دانند كه اين برتري تنها به دانش است كه جز بدان بر ايشان حجت نگيرند و اين كه دانش به خودي خود خواستني است و شادي راستين جز از آن فراهم نمي‌شود. براي چيزي،‌ كدام سودمندي آشكارتر و كدام كارآمدي بيش‌تر از آن است كه در دسترس يافتن به سود و دوري جستن از زيان در دين و دنيا جز به آن فراهم نشود و اگر آن نباشد، بسا كه آنچه به آن دست مي‌يابند، بدي باشد و آنچه از آن دوري گزيده اند نيكي.»

عمر خیام نیشابوری (زاده‌ی ۲۸ اردیبهشت ۴۲۷ خورشیدی – درگذشته‌ی ۱۲ آذر ۵۱۰ خورشیدی):

«ما گرفتار روزگاري هستيم كه از اهل علم فقط شمار اندکی،‌ مبتلي به هزاران رنج و محنت باقي مانده ‌كه پيوسته در انديشه آن اند كه غفلت‌هاي زمان را فرصت جسته به تحقيق در علم و استوار كردن آن بپردازند و بيش‌تر عالِم نمايانِ زمان ما حق را جامه باطل مي‌پوشند و گاهي از حد خودنمایي و تظاهر به دانايي، پا فراتر نمي‌نهند و آنچه را هم مي دانند جز در راه اغراض مادي پست به كار نمي‌برند و اگر ببينند كه كسي جستن حقيقت و برگزیدن راستي را وجهه‌ی همت خود ساخته و در ترك دروغ و خودنمایي و مكر و حيله جهد و سعي دارد،‌ او را خوار مي‌شمرند و تمسخر مي‌كنند.»

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.