فاینمن بالاتر است یا اینشتاین؟


گفتار 2.

بازگشت به گفتار 1

درست است که پرسشِ آغازین («فاینمن بالاتر است یا اینشتاین») — دست کم نزد برخی [نگ. اینجا] — بیهوده به چشم می‌آید، اما بگذارید صورت‌های فراگیرتری از این پرسش را پیش نهم.

1.      دیدگاه کاربردی: بنیادی را در نظر آورید که می‌خواهد از پژوهش‌های دانشی، پشتبانیِ مالی (fund) کند. او سیاهه‌ای از پژوهشگران سرامد را در دست دارد و ناچار است از میان آن همه، چند یک را برگزیند، زیرا پشتوانه‌ی مالی‌اش بی‌پایان نیست و کرانی دارد. از بخت بد، نام دوستان ما، فاینمن و اینشتاین، هم در میان این سیاهه است. اکنون، از میان این سیاهه، چگونه باید چند تن را برگزیند؟ با چه معیارهایی؟
بنیاد نُبلِ سوئد (Nobel Foundation)* و بنیاد ملّی دانش ایالات متحده (NSF)* با پرسش‌هایی چنین، دست و پنجه نرم می‌کنند. جالب است بدانید که اخیراً، پُرسمان‌های داغی درباره چگونگی گزینش دانش‌پژوهانی که قرار است جایزه‌ی نُبل دریافت کنند، در محافل دانشی درگرفته است [نگ. 1، 2، 3 و arXiv:0808.2517]. به یاد داشته باشید که خود ما نیز، در زندگی دانشی خود، به همین شیوه آزموده می‌شویم (برای نمونه، پذیرفته شدن در دوره‌ی دکتری یا پسادکتری)؛ پس، مسألهْ مسأله‌ی مرگ و زندگی ست!

R. P. Feynman

R. P. Feynman

2.      دیدگاه نظری: گونه‌ای دیگر از پرسش آغازین ــ که من دوست‌تر دارم ــ وابسته به جُستارهای (مباحث) جامعه‌شناسی و تاریخ‌نگاری دانش است. پرسش آن است که
آیا دانش امروزین (یا بخش هنگفت آن) دستاورد کوشش‌های چند «نابغه» است؟
برای نمونه، آیا دانش فیزیک امروزین (یا بخش هنگفتی از آن) دستاورد پژوهش‌های کسانی همچون اینشتاین، فاینمن، دیراک، هایزنبرگ، لانداؤ است و بس؟ یا واقعِ امر به گونه‌ای دیگر بوده است؟
و پرسش بنیادین:
چگونه می‌توان نقش یک تن را در فراهم آمدن دانش گسترده‌ی امروزین سنجید (measure)؟ آیا این شیوه اصلاً درست و کارامد هست؟

3.      دیدگاه سوم (!): گونه‌ای دیگر از پرسش آغازین، برخی سخنانی است که در گپ‌های خودمانی می‌شنویم؛ شاید شما هم شنیده باشید که می‌گویند «بیش‌تر دانشمندان بزرگ معاصر از قوم یهود برخاسته اند و سهم بزرگی از دانش را ایشان پدید آورده‌اند»، و از این مقدمه نتیجه‌هایی می‌گیرند از این دست که «یهودیان در سرشت خویش، چیزی مانند «ژن نبوغ» (ingenuity gene) دارند» [نگ. 1، 2، 3، 4، 5، 6، 7]، یا «یهودیان واقعاً «قوم برتر» (The Chosen People)* اند». حتی کار به نتیجه‌گیری‌ها و  جبهه‌‌بندی‌های سیاسی هم می‌رسد! شاهد گفتار هم معمولاً این است که «نگاهی به فهرست برندگان نُبل [*] بیندازید؛ از این دلیلْ بهتر می‌خواهید؟»!
آیا این گونه استدلال‌ها درباره‌ی ملت‌ها یا اقوام درست اند؟ چگونه می‌توان درستی/نادرستی چنین گزاره‌هایی را سنجید؟

درباره‌ی این پرسش‌ها بیندیشید.

3 پاسخ به فاینمن بالاتر است یا اینشتاین؟

  1. علی فقیه نژاد می‌گه:

    از دیدگاه کاربردی به نظر من می توان حتی مساله را به گونه ی دیگری هم مطرح کرد. اول باید توجه داشته باشیم که هر موسسه ای برای انتخاب پژوهشگر اول از هر چیز به «موضوع» پژوهش اهمیت می دهد. به عنوان مثال در رشته من (مهندسی شیمی) اگر موسسه ای در زمینه محیط زیست فعالیت داشته باشد (یعنی اعضای هیات علمی عموما در این زمینه کار کنند و امکانات نیز در این جهت باشند و … ) برای دانشجویی که بخواهد در آن موسسه در گرایش نفت ادامه تحصیل دهد– هر چند دانشجوی خیلی خوبی باشد – شانس چندانی نمی توان متصور بود. در این جا به نظر من با یک پرسش اساسی تر مواجه می شویم و آن اینکه به طور کلی برای کدامیک از پژوهش های علمی باید ارزش بیشتری قائل بود؟ یا اینکه یک موسسه علمی برای سیاست گذاری های درازمدت خود در کدام زمینه علمی باید سرمایه گذاری کند؟ در این مورد خاص، محیط زیست یا نفت؟ یا در مورد مثالی که خودت آوردی پژوهش های انیشتین مهم «تر» و با ارزش «تر» بوده اند یا فاینمن؟ (هر چند شخصا هیچ اطلاعی راجع به فاینمن ندارم!).
    در مورد دیدگاه نظری به گمان من دانش امروزی یک دستاورد بشری است و همه در شکل گیری آن سهیم بوده اند هر چند نابغه ها در پیش بردن و شتاب دهی به آن نقش مهمی داشته اند. ولی من دانش امروزی را نمی توانم به چند نفر منحصر کنم. برای نمونه در مورد اعداد و چگونگی شکل گیری آن کمی دقت کنیم. چیزی که برای ما در امروز بسیار بسیار پیش پا افتاده و بدیهی به نظر می رسد و شاید اصلا راجع به آن فکر نکنیم. ولی به راستی اعداد چگونه به وجود آمدند؟ در این مورد کشفیات ما تا به امروز، ما را به مصر و چین باستان می رساند. لزوم انجام برخی محاسبات و اندازه گیری های ابتدایی برای کارهای کشاورزی و یا ساختن بناهایی چون هرم ها به تدریج سبب شکل گیری اعداد شدند. مفهوم اعشار و یا حتی عدد صفر خود تاریخچه ای بسیار دراز دارند. به این ترتیب به نظر من مصریان باستان هم در شکل گیری دانش امروزی تاثیر داشته اند.
    نیوتن در این باره آن جمله معروف ایستادن بر شاخ غول ها را عنوان می کند. اما در مورد اینکه چرا در چند دهه اخیر شاهد ظهور غول هایی به بزرگی انیشتین، نیوتن، کپرنیک و … نیستیم مقاله جالبی خواندم که برایت می فرستم. به نظر نویسنده این مقاله در چند دهه اخیر و به خصوص پس از پرتاب ماهواره اسپوتنیک توسط شوروی در سال 1957 شاهد یک چرخش عمده در روند انجام پژوهش ها هستیم که به جای تکیه بر افراد به موسسه ها و گروه های پژوهشی وابسته هستند. شاید نمونه بارز آن ماشین شتاب دهنده CERN باشد که حاصل کار هزاران نفر می باشد.
    به دیدگاه سوم هم من اعتقادی ندارم. در این مورد هم حدود یک سال پیش مقاله جالبی در NYTimes خواندم که برایت می فرستم.

    http://www.livescience.com/culture/081205-science-genius-einstein.html

  2. Khwārazm می‌گه:

    آرش گرامی،
    همان گونه که اشاره کردید، مقایسه‌ها میان «اثربخشی دانشی» (scientific impact) فاینمن و اینشتاین ــ اگر پرسش مهمی باشد ــ نسبی است و نیازی به «نقطه‌ی مرجع اندازه گیری» نیست.
    نکته‌ی بسیار مهم همان کمیت‌هایی اند که باید آنها را اندازه گرفت تا با آمیختن آنها به اندازه‌ی «اثربخشی دانشی» دست یافت. این کمیت‌ها کدام اند؟ آیا اصلاً می‌شود آنها را اندازه گرفت؟

  3. Arash می‌گه:

    First of all, I should say you raised some challenging questions and clearly your intentions for doing so was to motivate reader to think about them (As you mentioned this in your post). In my opinion your explanations about the necessity of clarifying such complications is convincing.
    For me the answer to the question about measurement of scientific impact of Feynman and Einstein and its comparison is of a first priority.
    From my point of view act of measurement in its most general way is an analytical and practical one therefore accomplishing this act in general deals with some set of methodologies, procedures and operations. Let me give a name to this collection. Let me call this collection in general a Measurement System.
    One of the key properties of every measurement system or every measurement is that it has a reference point (e.g. zero in Voltage measurement system).
    Now let me pop this question. What is a reference point for Scientist scientific Impact measurement system? How I determine this entity?
    Maybe answering to this question can be my starting point for reaching to a global view about my problem (How can I measure scientific impact of Feynman?).
    But what if I change the context of the problem?!!! What if I try to compare the scientific Impact of Einstein with Feynman? Let me give you an example. Imagine a caveman with no knowledge of length measurement s.
    Intuitively he knows nothing about millimeter, centimeter, … . Thus when you ask him about the length of the stick A in centimeters he has nothing to tell you. He doesn’t recognize our length measurement system. Now give him two sticks. And ask him which one is longer, stick A or B? In This time, he doesn’t need to know millimeter or centimeter to answer you. The only thing he needs to know is your language. He can compare the length of sticks with each other? He does that because he can figure out the meaning of the word “Longer” and he has a reference like stick A to compare with stick B or vice versa.
    So we reach to this point that for comparing the scientific Impact of Einstein with Feynman? I only need to define a series of properties for “scientific impact” and assign my values to each of them for each scientist. Every property can also have a weight. Now I can determine the score of every scientist in scientific impact quest. Higher value has more scientific impact.
    After all when I think deeper about this issue I recognize a lot of complexities. For example sometimes a wrong theory of a scientist in a scientific domain has a strong impact of developing new theories in that domain or even others.
    There’s lot to think about. Thank you for your post it made me to think!!!

دیدگاه

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.